اخلاق زناشويي
| خانه :: کل بازديدها :: :: بازديد امروز :: :: مطالب بايگاني شده ::
:: درباره خودم :: :: اوقات شرعي ::
:: لينک به وبلاگ ::
:: دوستان من ::
:: اشتراک فقط با ایمیل یاهو ::
|
10/9/1385 :: 9:51 صبح
قهر و آشتي 2 راستش رو بخاين من اصلا لازم نمي ديدم که براي مردا هم يه مطلب بنويسم و بگم " قهر نکنيد ". چرا ؟ چون اصلا مدارا کردن با زن يکي از حقوق زن هست که خدا به مرد واجب کرده است و در واقع مدارا کردن با زن يکي از وظايف شوهر هست. اما حالا که شروع به نوشتن کردم بزاريد يه چيزي بنويسم که به درد هر دو طرف بخوره . در حديث داريم که اگه دوست داريد خدا شما رو ببخشه شما هم ديگران رو ببخشيد.
نويسنده : حسين نقي زاده شما دوست عزیز با عضو شدن در این وبلاگ می توانید مطالب آن را از طریق ایملتان دریافت کنید ..
12/7/1385 :: 8:0 صبح
قهر و آشتي1 رسم بعضي از زنها اينکه که وقتى از دستشوهراشون ناراحت مي شن قهر ميکنند،صورتشون در هم کشيده ميشه و ديگه حرف نميزنندو يادر گوشهاى مي شينند و دستبه هيچ کارى نمىزنند.غذا نمىخورند، بچهها را ميزنند،يواش يواش غرولند ميکنند.به عقيده اونها قهر و دعوا بهترين وسيلهاى که ميتونن به اون متوسل بشن و از شوهر انتقام بگيرند،ولي برنامهمذکور نه تنها شوهر رو تنبيه نميکنه بلکه ممکنه که عواقب بسيار بدى رو هم در برداشته باشه،زيرا ممکنه شوهرت نيز مقابله به مثل بکنه و قهرکنه،در اينصورت تا چند روز بايد با حالت ناراحتى زندگى کنيد،تو غر بزنى او غر بزنه،تو اوقات تلخى کنى او اوقات تلخى کنه،تو حرف نزنىاو حرف نزنه،تا بالاخره خسته شيد و به وساطتيکى از خويشان يادوستان يا با يک بهانه ديگر با هم آشتى کنيد،اما اين آخرين قهر و دعواىشما نيستبلکه طولى نميکشه که باز از دستشوهرت ناراحت ميشى وقهر و دعوا شروع ميشه يعنى يک عمر رو بايد با حالت قهر و دعوا و کينهو کدورت زندگى کنيد،اينطوري هم خودتون رو بدبخت مي کنيد همفرزنهاي بيگناهتون رو به بدبختى و سيه روزى ميندازيد. ممکنه شوهرت در مقابل قهرهاى تو عکس العمل شديدترىنشان بده و کار به ناسزاگوئى و کتک کارى برسه.اونوقت تو ناچار ميشى به عنوانقهر به خانه پدرت برى و شکايت اون رو پيش اونا ببرى.و با دخالت اونااختلافات شما شديدتر و عميقتر بشه،ممکنه شوهرت از اين قهر و دعواهاى متوالى بستوه بياد و جدايى را بر اين زندگى کثيف ترجيح بده. در اينصورت هم شوهرت رو بدبخت کردى هم خودت رو ولي به طورحتم تو بيشتر از اون ضرر ميکني ،شايد ناچار بشى تا آخر عمر تنهابمونى يا سر بار پدر و مادرت بشى.حتما بعدا پشيمان خواهى شد ولي اونوقت ديگه پشيمانى سودى نداره. «زنى ميگفت:با جوانى ازدواج کردم اما زندگى ما ديرى نپاييد.نهمن از رموز شوهردارى اطلاع داشتم،نه او راه و رسم زندارى راميدونست،دائما با هم کشمکش داشتيم،يک هفته من قهر ميکردم و هفته بعداو،فقط جمعهها با پا در ميانى بستگان با هم آشتى ميکرديم،اين قهر وآشتىها سبب دلسرد شدن شوهرم شد،و به تدريجبه فکر پيدا کردن همسرديگه اى افتاد،من هم به علت کمى سن اهميتى به طلاق نميدادم و حاضر بهتجديد نظر در رفتارم نبودم،از هم جدا شديم،اطاقى براى خودم اجارهکردم و به تنهايى زندگى ميکردم،خيلى زود متوجه خطرات شدم،اغلبکسانى که با هم آشنا ميشديم در صدد اغفالم بودند،تصميم گرفتم با شوهرمآشتى کنم،به خانهاش رفتم.اونجا با خانمى روبرو شدم که خود را همسراو معرفى کرد،با چشم گريان به اطاقم بازگشتم» اطلاعات 8 آذر ماه 1350. «زن جوان 22 سالهاى که با وجود يک فرزند طلاق گرفته و بهمنزل پدرش رفته بود شب عروسى خواهرش دستبخودکشى زد». اطلاعات 17 اسفند ماه 1348. بنابراين قهر و دعوا نه تنها درديرو دوا نميکنه بلکه ممکنه که صدها گرفتارى و دردسر هم بوجود بياره. خانم محترم،از قهر و دعوا جدا اجتناب کن،اگه از شوهرتعقدهاى داشتى کمي صبر کن تا حواست جمع بشه،اونوقت با نرمى وملايمت موضوع ناراحتى خودت روبا شوهرت در ميان بذار،مثلا با زبانخوش نه به عنوان اعتراض بگو:تو در فلان مجلس به من توهين کردى، يافلان حرف را به من زدى،يا به فلان پيشنهاد من عمل نکردى،آيا سزاواراست نسبتبه من اينقدر کم لطف باشى؟با اين قبيل حرفها هم عقدهاتحل ميشود يا به اصطلاح خالي ميشي،هم شوهرت تنبيه ميشه. و به طور حتم در صدد تلافىبر مياد.ترو يک خانم با وفا و خوش اخلاق و اهل زندگى مىشناسه وهمين احساس در اخلاق و رفتارش آثار خوبى مي ذاره. گناه قهر با شوهر: رسول خدا(ص) فرمود: هر زني که از شوهرش قهر کند در حاليکه خودش مقصر باشد در روز قيامت با فرعون و قارون و هامان در پايين ترين جاي جهنم خواهد بود مگر اينکه توبه کرده و نزد شوهرش باز گردد
نويسنده : حسين نقي زاده شما دوست عزیز با عضو شدن در این وبلاگ می توانید مطالب آن را از طریق ایملتان دریافت کنید ..
23/6/1385 :: 12:0 صبح
خدا ، فقط بخاطر تو2 اصحاب کنار پيامبر نشسته بودند ناگهان متوجه زني شدن که به آنها نزديک مي شد آنها با هم پچ پچ کردن که ؛ اين زن ديگر کيست ؟ يعني چي مي خواهد؟ يکي از اصحاب او را شناخت و با صدايي که بلند ، جوري که همه بشنوند گفت : او را مي شناسم دختر يزيد انصاريست بگمانم اسمش اسماء است . زن نزديکتر آمد وقتي به چند قدمي آنها رسيد رو به پيامبر کرد و آرام سلام کرد . پيامبر سلام اونو پاسخ داد . اسماء بعد از مکث کوتاهي ادامه داد « پدر و مادرم به فدايت من به نمايندگي از طرف زنها نزد شما آمده ام » دوباره مکثي کرد گفت : « من مطمئن هستم که هيچ زني در شرق و غرب عالم نيست که سخن مرا بشنود و با من هم نظر نباشد . يا رسول الله ، خداوند تو را به حق سوي مردان وزنان فرستاد و ما هم به تو و خدايي که تو را فرستاده است ايمان آورديم . اي رسول خدا ما طايفه زنان محدود و محصور در خانه هاي شما هستيم بنيان اصلي آن مي باشيم ؛ تمايلات شما را برآورده مي کنيم و فرزندان شما را حامله مي شويم ولي با اين حال شما مردها امتيازات بيشتري نسبت به ما داريد . مثلا نماز جمعه و نماز جماعت مي خوانيد به عيادت بيماران مي رويد تشييع جنازه مي کنيد و پياپي به حج مي رويد و با لاتر از همه اينها جهاد در راه خداست . هرگاه مردي از شما براي حج يا عمره يا جهاد از خانه بيرون مي رود ما اموال شما را حفظ مي کنيم و برايتان خياطي مي کنيم و فرزندانتان را تربيت مي کنيم پس اي رسول خدا آيا در اجر و ثواب شما شريک نيستيم ؟ » پيامبر بعد از شنيدن چرفهايي اون زن خيلي خوشحال شد ؛ رو به اصحابش کرد وگفت : « آيا تا به حال شنيده بوديد که زني در پرسش از امور ديني خود به اين خوبي سخن بگويد ؟ » عرض کردند اي رسول خدا گمان نمي کرديم زني به اين حد برسد . رسول خدا رو به اسما کرد و گفت : اي زن برگرد و به زناني که تو را به نمايندگي فرستادند اعلام کن نيکو شوهرداري هر يک از شما زنان و جلب رضايت مردانتان و پيروي کردن از نظر آنها در کاري با ثواب همه اعمالي که براي مردان نام بردي برابري مي کند . اسماء در حالي که از شادي لااله الا الله مي گفت به سوي زنان بر گشت . حتما شما هم متوجه تفاوت ديدگاه اين زن با زنان ديگر شديد ؛ اين زن نمي گه که چرا ما بايد بچه داري کنيم و يا دائما به حرف شوهرامون گوش بديم و يا ساير مطالبي که قبلا گفتيم بلکه مي گويد اگر ما اين همه رنج و زحمت مي کشيم بايد در مقابل ثواب بخشي از اعمال مانند جهاد بر ما زنان واجب نيست به ما بدهيد . پس پيامبر حق داشت که اين زن را اينگونه تشويق کند و همچنين اسماء هم حق داشت که اونطور با خوشحالي از نزد پيامبر برود چون او از پيامبر خواست تا در اعمال همسرانشان آنها را شريک کند ولي پيامبر جوابي بالاتر داند چون ممکن است که شوهر يک زن اعمال چنداني نداشته باشد که زن در آن شريک شود براي همين پيامبر صرف نظر از کارهاي شوهر گفت اگه شما نيکو شوهرداري کنيد ثوايش برابر ثواب حج و جهاد و ... است
نويسنده : حسين نقي زاده شما دوست عزیز با عضو شدن در این وبلاگ می توانید مطالب آن را از طریق ایملتان دریافت کنید ..
21/6/1385 :: 12:8 عصر خدا ، فقط به خاطر تو 1 حتما همتون بارها و بارها از زبان بعضي از خانمها شنيديد که مي گن « خدا چرا بين ما و مردها فرق گذاشته ؟ چرا مردها رو به ما برتري داده ؟ » اشتباه نکنيد ؛ من نمي خوام در مورد مسئله تساوي حقوق بين زن و مرد صحبت کنم چون خيلي ها در باره اين مسئله صحبت کردن و استدلال هايي هم آوردن که خدا بر اساس وظايفي که به هر کدام از زن و شوهر داده ، توانمندي هايي هم داده ؛ اگر وظيفه تربيت کردن به يکي از آنها داده مهر و عطوفت لازم را هم داده ، اگر وظيفه کار کردن را به يکي از آنها داده نيروي بدني کافي هم داده واستدلالهاي ديگر که اصلا در تصميم به صحبت کردن در باره آنها را ندارم . حتما مي پرسيد پس مي خواي در باره چي حرف بزني ؟ مي دونيد، اون چيزي که براي من جالبه، اينه که زن و مرد در برخي ويژگي ها و امتيازات با هم تفاوت دارند ولي اين طور نيست که همه اين تفاوت ها باعث ناراحتي خانمها بشه؛ بلکه اين تفاوتها در مواردي باعث ناراحتي خانمها مي شه که اون مورد برايشون مهم جلوه کنه خب حالا چي باعث مي شه که يه چيزي براشون مهم جلوه کنه؟ اين ديگه بستگي داره به سليقه و اعتقادات و بيشن ها ي هر خانمي .
بعنوان مثال بعضي از آنها ازاينکه بايد مطيع شوهرشون بايد باشند نارحت هستند و شايد بعضي ديگه از اينکه شوهرشون مي تونه با يک زن ديگه غير از اونها ازدواج کنه ناراحت هستند ويا شايد از اينکه اِرثـشون از مردا کمتره ويا شايد از اينکه بيشتر وقتشون رو بايد در خونه حبس باشند دلگير هستند وَ وَ وَ وهزاران شايد ديگه اما اون چيزي که مهم است اينکه از نوع اعتراض هاي يک زن مي شود به طرز فکر و سطح بينش آنها پي برد .
جديدا يک حديث ديدم که برام خيلي جالب بود . حديث درباره زني بود که پيش پيامبر رفت و از تفاوتهايي که بين زن و مرد بود گِلِگي کرد . پيامبر وقتي حرف اون زن رو شنيد بسيار خوشحال شد به طوري که پيش اصحاب زن رو تشويق کرد و به ديد بالاي اون زن آفرين گفت .
بنظر شما چه تفاوتهايي از نظر اين زن اهميت داشت که باعث تحسين پيامبر شد ؟
ادامه دارد
نويسنده : حسين نقي زاده شما دوست عزیز با عضو شدن در این وبلاگ می توانید مطالب آن را از طریق ایملتان دریافت کنید ..
| |||||||||||||||